احمدرضایی
از on 14 آبان, 1397
6 مشاهده
1) جایگزینی هراس از شکست با کلمه تفاوت
تعریف شما از کلمه شکست چیست؟ بیخیال شدن؟ دنبال آرزوها نرفتن؟ نتیجه دلخواه به دست نیاوردن؟ شاید الان فکر کنید که جواب دادن به این سوال ها کار بسیار ساده ای می باشد اما خودتان را گول نزنید. هراس از شکست مانع قطعی و حتمی رسیدن شما به هدف هایتان است پس با خودتان رو راست باشید و تعریف خودتان از شکست را مشخص کنید. اگر می خواهید به هدف های تان برسید لازم است که یک جابه جایی ساده انجام دهید. جابه جایی <فکر کردن درباره شکست> به <فکر کردن درباره تفاوت >.
قبل از تلاش برای رسیدن به هدف ابتدا به این فکر کنید که امیدوارید در نهایت چه چیزی به دست آورید همچنین به این موضوع فکر کنید که بر خلاف خواسته شما در نهایت نتیجه چه خواهد شد. فکر کردن درباره تفاوت ها به شما امکان مقایسه، اطلاعات بیشتر و توضیحات بهتر می دهد. شما می توانید برای رسیدن به هدف تان تا جایی که می خواهید تلاش کنید اما زمانی که به خاطر هراس از شکست همه چیز را رها می کنید آن زمان داستان متفاوت خواهد بود.
2) فرق بین تهدیدهای خیالی و واقعی
ترسی که برای انجام یک کار احساس می کنید عکس العملی برای رفع تهدید خیالی یا واقعی می باشد. تهدیدهای واقعی تهدیدهایی هستند که روی نتیجه نهایی تاثیری جدی می گذارند اما تهدیدهای خیالی تنها سناریوهای فرضی داستان هستند. به عنوان مثال ترس از سخنرانی در جمع تنها یک تهدید خیالی است چون اثری ناچیز روی نتیجه نهایی دارد. شما در هر صورت باید این سخنرانی را انجام دهید پس ترسیدن یا نترسیدن شما روی نتیجه تاثیر نمی گذارد. اما تصور کنید این سخنرانی جلوی دسته ای از شیرهای گرسنه قرار است انجام شود مسلما این نوع تهدید یک تهدید واقعی است و نتیجه ممکن است به صورت کامل تغییر کند. آنها اهمیتی به حرف های شما نمی دهند و فقط می خواهند شما را ببلعند. نتیجه این می شود که شما بعد از سخنرانی هرگز به منزل خود باز نخواهید گشت.
تعریف هراس از شکست همان تهدیدهای خیالی است که تصور می کنید. این نوع تهدیدها تنها ساخته ذهن خودتان است و در دنیای واقعی اطراف تان اصلا مهم نیستند و یک ترس بی پایه و اساس شناخته می شوند. این نوع تهدیدها بجای اینکه باعث حرکت و تلاش شما شوند ممکن است شما را عقب نگه دارند.
3) مشخص کردن نوع هدف
هدف ها به 2 دسته تقسیم بندی می شود:
هدف های رسیدنی
هدف های جلوگیری
شاید در ابتدا این 2 اسم برای تان خنده دار باشد اما با توضیحات بیشتر متوجه می شوید که این اسامی دقیق نامگذاری شده اند. هدف های رسیدنی آن دسته از هدف ها هستند که بر روی رسیدن به چیزی تمرکز می کنند: به عنوان مثال می خواهم ترفیع بگیرم، سخت تر کار کنیم، مورد تشویق واقع شوم و ... اما در مقابل، هدف های جلوگیری هدف هایی هستند که شما نمی خواهید به آنها برسید: مانند من نمی خواهم شغلم را از دست بدهم، نمی خواهم نتیجه ناگوار به دست بیاورم، نمی خواهم بازی را ببازم و ...
هدف های جلوگیری قابلیت به وجود اوردن اضطراب؛ پریشانی؛ عدم اعتماد به نفس و عدم اراده را دارند که تمامی آنها ریشه های روانشناسی دارند، همچنین به صورت خودکار تولید مثل می کنند. شما در نهایت خودتان را در وضعیتی پیدا می کنید که سخت در تلاش هستید تا از واقعه ای منفی جلوگیری کنید و در نهایت باعث می شود هدف اصلی که رسیدن به چیزی است به صورت همیشگی فراموش شود. هراس از شکست باعث به وجود آمدن هدف های جلوگیری می شود. تبدیل هدف های جلوگیری به هدف های رسیدنی اولین راه حذف هراس از شکست می باشد.
4) توقع یک نتیجه مطلوب داشته باشید
هر چه بیشتر به نتیجه دلخواه خود بچسبید این امکان وجود دارد که نتیجه های دیگر را به عنوان شکست تلقی کنید. در طول زمان با عوض شدن شرایط و عوض شدن خودتان توسط تجربه های جدیدی که به دست می آورید ممکن است نتیجه دلخواه اولیه، برای تان مطلوب و معنی دار نباشد. همچنین اگر شما به نتیجه مطلوب اولیه بچسبید با دیدن وضعیت و شرایط جدید فکر می کنید که در حال شکست خوردن هستید. بعضی از هدف ها احتیاج به پافشاری و بعضی دیگر نیاز به انعطاف پذیری دارند. اینکه بتوانید در شرایط جدید ارزیابی جدیدی داشته باشید دومین راه حذف هراس از شکست می باشد.
5) شما قوی هستید و از عهده آن بر می آیید
هراس از شکست درباره چالش های آینده؛ تلاش؛ پافشاری یا مقاومت نیست. این ترس درباره رنج هایی است که بعد از یک شکست می کشیم. به عنوان مثال ما از انجام یک شغل نمی ترسیم از این می ترسیم که شاید کار و تلاش ما به اندازه نباشد و مورد رضایت واقع نشود.
محققان عواقب منفی بعد از شکست را به این گونه بیان می کنند:
احساس شرم و خجالت زدگی
تصور آینده ای ابری و مه آلود
از بین رفتن اعتماد به نفس و ...
در نظر داشته باشید که مردم نتایج ناگوار را صد پله بدتر از خود نتیجه تصور می کنند. برای جلوگیری ترس از شکست های آینده، عواقب ناگواری که از آنها می ترسید را پیش بینی کنید و به آنها فکر کرده و راه حل آنها را پیدا کنید. بعضی از افراد در تلاش هستند که از فکر کردن به عواقب منفی خودداری کنند اما اگر اتفاق منفی افتاد آن وقت چه؟ ما با این شرایط چه کنیم؟ نه تنها شوکه و دست پاچه خواهیم شد بلکه هیچ راهی هم برای مقابله با آنها نداریم. پس بهتر است این را در نظر بگیریم که ممکن است شکست بخوریم پس تلاش کرده و برای شکستمان راه حلی پیدا می کنیم.